خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، با تکرار کلمهی «بنشین»، از معشوق میخواهد که نزد شاعر بماند و آرامش بخش جان و دل او باشد. شاعر معشوق را مایهی آرامش، ایمان، سود و زیان، و حتی جهان خود میداند و از او میخواهد که بماند تا بتواند عشق خود را نثار او کند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
غزل ۷۸۳ - بنشین سرو روانم بنشین
بنشین سرو روانم بنشین
بنشین راحت جانم بنشین ۱
بنشین مونس دیرینه من
بنشین تازه جوانم بنشین ۲
بنشین مایهٔ آشفتگیم
بنشین امن و امانم بنشین ۳
بنشین کفر من و ایمانم
بنشین نار و جنانم بنشین ۴
بنشین مکسب و سودا گریم
بنشین سود و زیانم بنشین ۵
بنشین حاصل و محصول دلم
بنشین جان و جهانم بنشین ۶
دل ز من بردی و جان میخواهی
ای بقربان تو جانم بنشین ۷
ای تو در جان و دلم جا کرده
وی تو عمر گذرانم بنشین ۸
بنشین تا بخود آید دل فیض
تا که جان بر تو فشانم بنشین ۹
بنشین راحت جانم بنشین ۱
بنشین مونس دیرینه من
بنشین تازه جوانم بنشین ۲
بنشین مایهٔ آشفتگیم
بنشین امن و امانم بنشین ۳
بنشین کفر من و ایمانم
بنشین نار و جنانم بنشین ۴
بنشین مکسب و سودا گریم
بنشین سود و زیانم بنشین ۵
بنشین حاصل و محصول دلم
بنشین جان و جهانم بنشین ۶
دل ز من بردی و جان میخواهی
ای بقربان تو جانم بنشین ۷
ای تو در جان و دلم جا کرده
وی تو عمر گذرانم بنشین ۸
بنشین تا بخود آید دل فیض
تا که جان بر تو فشانم بنشین ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸۲ - سوی ما آکه نباشد سفری بهتر از ین
گوهر بعدی:غزل ۷۸۴ - از سرّ وحدت دم زدم هذا جنون العاشقین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.