خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از معشوق خود میخواهد تا به او نگاه کند و درد و غمهایش را ببیند. شاعر از بیوفایی و جفای معشوق شکایت دارد و از تأثیرات عمیق عشق بر روح و جسم خود میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خون چکدم ز دیدها' و 'غرقه بخون دل شدم' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۷۸۱ - ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
کلبهٔ من دمی درا ناله زار من به بین ۱
خون چکدم ز دیدها بر رخ زرد جا بجا
سوی من آ بعزم سیر نقش و نگار من به بین ۲
شد همگی ز غصه خون از ره دیده شد برون
غرقه بخون دل شدم جیب و کنار من به بین ۳
عشق ز دیده برد خواب از دل و جان گرفت تاب
در جگرم نماند آب رونق کار من به بین ۴
داغ غم تو میبرم بر سر تربتم بیا
شعله داغ غم نگر شمع مرا ز من به بین ۵
فیض چو شکوه میکند با دل او چه کردهٔ
آینه کن ز کار خود صورت کار من به بین ۶
هیچ وفا نمیکند غیر جفا نمیکند
روی بما نمیکند لطف نگار من به بین ۷
کلبهٔ من دمی درا ناله زار من به بین ۱
خون چکدم ز دیدها بر رخ زرد جا بجا
سوی من آ بعزم سیر نقش و نگار من به بین ۲
شد همگی ز غصه خون از ره دیده شد برون
غرقه بخون دل شدم جیب و کنار من به بین ۳
عشق ز دیده برد خواب از دل و جان گرفت تاب
در جگرم نماند آب رونق کار من به بین ۴
داغ غم تو میبرم بر سر تربتم بیا
شعله داغ غم نگر شمع مرا ز من به بین ۵
فیض چو شکوه میکند با دل او چه کردهٔ
آینه کن ز کار خود صورت کار من به بین ۶
هیچ وفا نمیکند غیر جفا نمیکند
روی بما نمیکند لطف نگار من به بین ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸۰ - شور دریای حقایق ز آب چشم ما ببین
گوهر بعدی:غزل ۷۸۲ - سوی ما آکه نباشد سفری بهتر از ین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.