خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عرفانی است که از عشق به معشوقهای دنیوی و پیروی از هوای نفس نهی میکند و به جای آن، عشق به حق و رهایی از بندگی نفس را توصیه مینماید. همچنین هشدار میدهد که پیروی از شیطان و عشق بتان سنگدل، انسان را به دوزخ میکشاند و تنها با آزادی از خود و عشق به حق میتوان به بقای جاودان رسید.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در این شعر برای درک و تحلیل نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، مضامین آن مانند مبارزه با نفس و عشق الهی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۷۲۸ - منگر تو در روی بتان بهر هوای خویشتن
منگر تو در روی بتان بهر هوای خویشتن
در آتش سوزان مرو ای دل بپای خویشتن ۱
هرگو دلش از دشت برد مهر بتان سنگدل
در دوزخ نقد اوفتاد دید او جزای خویشتن ۲
با عشق خوبان خو مکن جز جانب حق رو مکن
کین غم چو افروزد دلت بینی سزای خویشتن ۳
غم را بسوزان شاد شو در عشق حق استاد شو
شاگردی شیطان مکن بهر بلای خویشتن ۴
نینی چو شیطان خود رویبینی چو دانه سوی دام
استاد شیطان میشوی در ابتلای خویشتن ۵
رو رسم نو بنیاد کن خود را ز خود آزاد کن
تا وارهی زین بندگی باشی برای خویشتن ۶
چون فیض روحانی شوی زاقندهٔ ثانی شوی
یابی بقای جاودان اندر فنای خویشتن ۷
در آتش سوزان مرو ای دل بپای خویشتن ۱
هرگو دلش از دشت برد مهر بتان سنگدل
در دوزخ نقد اوفتاد دید او جزای خویشتن ۲
با عشق خوبان خو مکن جز جانب حق رو مکن
کین غم چو افروزد دلت بینی سزای خویشتن ۳
غم را بسوزان شاد شو در عشق حق استاد شو
شاگردی شیطان مکن بهر بلای خویشتن ۴
نینی چو شیطان خود رویبینی چو دانه سوی دام
استاد شیطان میشوی در ابتلای خویشتن ۵
رو رسم نو بنیاد کن خود را ز خود آزاد کن
تا وارهی زین بندگی باشی برای خویشتن ۶
چون فیض روحانی شوی زاقندهٔ ثانی شوی
یابی بقای جاودان اندر فنای خویشتن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲۷ - تا چند بر باطل نهی ایدل مدار خویشتن
گوهر بعدی:غزل ۷۲۹ - بنثر اگر چه توان گوهر سخن گفتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.