شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق (جانان) میگوید و از صبا (باد) میخواهد که پیامش را به او برساند. او از دلآشفتگی و شوریدگی خود میگوید و آرزوی رسیدن نسیمی از کوی معشوق را دارد. شاعر از عشق فراوان و اشتیاق سوزان خود سخن میگوید و از غم هجران و شرمندگی از معشوق مینالد. در پایان، از فیض میخواهد که سخن را کوتاه کند زیرا خوی معشوق تحمل گرانی را ندارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۷۲۵ - گذر کن ای صبا در کوی جانان
ببر از من پیامی سوی جانان ۱
دلم را تازه کن یعنی بیاور
نسیمی جانفزا از کوی جانان ۲
سر شوریدهٔ دارم چو مجنون
دل آشفتهٔ چون موی جانان ۳
پریشان خاطرم خواهم نسیمی
از آن زلفین عنبر بوی جانان ۴
دلم گردید مالا مال عشقش
سرم پر شد زهای و هوی جانان ۵
بهر سوئی بهر کوئی بهر دم
دوم از بهر جستجوی جانان ۶
وزد بادی مگر بر من ز کویش
کشم آبی مگر از جوی جانان ۷
نمردم از غم هجران وزین ننگ
بسی شرمندهام از روی جانان ۸
سخن کوته کن و دم در کش ای فیض
گرانی بر نتابد خوی جانان ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.