خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن شعری است که در آن شاعر از عشق و شوریدگی خود سخن میگوید و از معشوق خود میخواهد که او را دلداری دهد. شاعر از روز وصل و لطف و ایثار سخن میگوید و از زیبایی و جمال معشوق خود به وجد آمده است. او از مستی جانها بر لب معشوق و از نوای طوطیان و شکرهای فراوان در این روز خاص یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و شوریدگی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعری ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
غزل ۱۱۸۴ - بیا با تو مرا کاراست امروز
بیا با تو مرا کاراست امروز
مرا سودایِ گُلْزاراست امروز ۱
بیا دِلْدارِ من دِلْدارییی کُن
که روزِ لُطف و ایثاراست امروز ۲
دلِ من جامهها را میدَرانَد
که روز وَصلِ دِلْداراست امروز ۳
بِخَندانْ جانِ ما را از جَمالی
که بر گُلْبَرگ و گُلْناراست امروز ۴
چرا جانها بَر آن لبْ مَست گشتند؟
که آن جا نُقْلِ بسیاراست امروز ۵
نَوایِ طوطیان آفاقْ پُر شُد
که شِکَّرها به خَروارست امروز ۶
مرا سودایِ گُلْزاراست امروز ۱
بیا دِلْدارِ من دِلْدارییی کُن
که روزِ لُطف و ایثاراست امروز ۲
دلِ من جامهها را میدَرانَد
که روز وَصلِ دِلْداراست امروز ۳
بِخَندانْ جانِ ما را از جَمالی
که بر گُلْبَرگ و گُلْناراست امروز ۴
چرا جانها بَر آن لبْ مَست گشتند؟
که آن جا نُقْلِ بسیاراست امروز ۵
نَوایِ طوطیان آفاقْ پُر شُد
که شِکَّرها به خَروارست امروز ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۸۳ - اگر کی در قرینداش یوقسا یاوز
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸۵ - چنان مستم چنان مستم من امروز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.