خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به سفر روح از دنیای مادی به سوی عالم معنا و رسیدن به حقیقت و خداوند اشاره دارد. شاعر از گذر از تن و جان، عبور از مکان و لامکان، و رهایی از قفس دنیوی سخن میگوید و آرزوی پرواز به سوی عالم بالا را دارد.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۷۰۱ - گی باشد از جهان بدن سوی جان رویم
گی باشد از جهان بدن سوی جان رویم
زان نیز بگذریم ورای جهان رویم ۱
از تن بجان سوی جانان سفر کنیم
طی مکان کنیم و سوی لامکان رویم ۲
شور و شغب کنیم پس پردهٔ صور
وین راه را ز چشم خلایق نهان رویم ۳
کس دید و کس ندید به پریم زین قفس
تا کوه قاف جانت عنقا روان رویم ۴
تا چند اوفتیم در این و گل چو خر
چون عیسی از زمین بسوی آسمان رویم ۵
تا چند اینچنین گذرانیم روزگار
گویند هست طور دگر آنچنان رویم ۶
سوزیم در جحیم خودیفیض تا بکی
خود واکنیم از خود و سوی جنان رویم ۷
زان نیز بگذریم ورای جهان رویم ۱
از تن بجان سوی جانان سفر کنیم
طی مکان کنیم و سوی لامکان رویم ۲
شور و شغب کنیم پس پردهٔ صور
وین راه را ز چشم خلایق نهان رویم ۳
کس دید و کس ندید به پریم زین قفس
تا کوه قاف جانت عنقا روان رویم ۴
تا چند اوفتیم در این و گل چو خر
چون عیسی از زمین بسوی آسمان رویم ۵
تا چند اینچنین گذرانیم روزگار
گویند هست طور دگر آنچنان رویم ۶
سوزیم در جحیم خودیفیض تا بکی
خود واکنیم از خود و سوی جنان رویم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۰۰ - حسنش دریا و من سبویم
گوهر بعدی:غزل ۷۰۲ - خیز تازین خاکدان بیرون رویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.