خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر احساس غم و اندوه شاعر از جدایی، بیتوجهی یاران و ناکامیهای زندگی است. شاعر از دیاری پر از غم و ناامیدی میگوید که در آن کسی به فکر او نبوده و با دل شکسته و غمگین از آنجا رفته است. او از نبود خوشی در باغ جهان، بیمهری دلدار و بیقرار بودن دلبر شکایت دارد و در نهایت با وجود همه ناکامیها، شکرگزار هوشیاری و رهایی از آن وضعیت است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، موضوعات غم و اندوه و ناامیدی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین باشد.
غزل ۶۷۷ - رفتیم ازین دیار رفتیم
رفتیم ازین دیار رفتیم
زین منزل پر غبار رفتیم ۱
کس جارهٔ ما نکرد این جا
بیچاره بدان دیار رفتیم ۲
غم بر سر غم بسی نهادیم
دلخسته و سوگوار رفتیم ۳
در باغ جهان خوشی ندیدیم
غمها خوردیم و زار رفتیم ۴
دلدار بما نکرد لطفی
دل سوخته و فکار رفتیم ۵
دلبر بر ما قرار نگرفت
بیدلبر و بیقرار رفتیم ۶
از گلشن او گلی نچیدیم
بیهوده بروی خار رفتیم ۷
ما را بر خویش ره ندادند
مهجور و حزین و خوار رفتیم ۸
ایفیض مکن شکایت از بخت
کز یار بسوی یار رفتیم ۹
از آمدن ار خبر نداریم
صد شکر که هوشیار رفتیم ۱۰
زین منزل پر غبار رفتیم ۱
کس جارهٔ ما نکرد این جا
بیچاره بدان دیار رفتیم ۲
غم بر سر غم بسی نهادیم
دلخسته و سوگوار رفتیم ۳
در باغ جهان خوشی ندیدیم
غمها خوردیم و زار رفتیم ۴
دلدار بما نکرد لطفی
دل سوخته و فکار رفتیم ۵
دلبر بر ما قرار نگرفت
بیدلبر و بیقرار رفتیم ۶
از گلشن او گلی نچیدیم
بیهوده بروی خار رفتیم ۷
ما را بر خویش ره ندادند
مهجور و حزین و خوار رفتیم ۸
ایفیض مکن شکایت از بخت
کز یار بسوی یار رفتیم ۹
از آمدن ار خبر نداریم
صد شکر که هوشیار رفتیم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۶ - بکوی یار بیپروا گذشتیم
گوهر بعدی:غزل ۶۷۸ - هر جمیلی که بدیدیم بدو یار شدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.