خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که از الطاف و محبت او سخن میگوید و از درد فراق و عشق ناکام شکایت میکند. شاعر از معشوق میخواهد که توجهی به او داشته باشد و نامش را بپرسد. همچنین، او از غم و عشق سخن میگوید و از معشوق میخواهد که راه چارهای به او نشان دهد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و عشق ناکام ممکن است برای نوجوانان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۶۲۹ - ای ز الطاف تو شیرین کامم
ای ز الطاف تو شیرین کامم
تهی از باده مگردان جامم ۱
چون در خانه برویم بستی
ماه رویت بنما از بامم ۲
ای که نامت بودم ورد زبان
چه شود گر تو بپرسی نامم ۳
من که پیوسته ثناگوی توام
سزد ارگاه دهی دشنامم ۴
دلبرا چارهٔ آموز مرا
تا بکی زهر غمت آشامم ۵
مردم از غصه و کارم نگشود
سوختم ز آتش عشق و خامم ۶
کام فیض از لب خود شیرین کن
ای ز الطاف تو شیرین کامم ۷
تهی از باده مگردان جامم ۱
چون در خانه برویم بستی
ماه رویت بنما از بامم ۲
ای که نامت بودم ورد زبان
چه شود گر تو بپرسی نامم ۳
من که پیوسته ثناگوی توام
سزد ارگاه دهی دشنامم ۴
دلبرا چارهٔ آموز مرا
تا بکی زهر غمت آشامم ۵
مردم از غصه و کارم نگشود
سوختم ز آتش عشق و خامم ۶
کام فیض از لب خود شیرین کن
ای ز الطاف تو شیرین کامم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۸ - بشست یار و زلف یار در بندم خوشا حالم
گوهر بعدی:غزل ۶۳۰ - شهد لطفست گهی در کامم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.