خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوع خودشناسی، گناهان، رهایی از نفس و رسیدن به خداوند میپردازد. شاعر از گناهان خود و اسارت در نفس سخن میگوید و بیان میکند که تنها با رهایی از خود میتوان به خدا رسید. همچنین، به اهمیت عشق و معرفت در این مسیر اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مورد استفاده نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارند.
غزل ۵۸۳ - کبیرهایست که خود را گمان کنم هستم
کبیرهایست که خود را گمان کنم هستم
گناه دیگر آن کز می خودی مستم ۱
گناه خویش خودم دوزخ خودم هم خود
اگر ز خویش برستم ز هول پل رستم ۲
بروی من ز سوی حق گشود چندین در
ز سوی خویش دری چون بر وی خود بستم ۳
ز خود اگر فکنم خویش را رسم بخدا
بوصل او نرسم تا بخویش یا بستم ۴
بود بد دو جهان جمله در من و از من
ز هر بدی برهم گر ز خویشتن رستم ۵
مگیر تو بر من مسکین اگر بدی کردم
که تو کریمی و من از خرد تهی دستم ۶
اگرچه مستم با هوشیار همراهم
که گر ز پای درآیم بگیرد او دستم ۷
شکار معرفت خویش را فکندم دام
برون نیامد ازین بحر جز تهی دستم ۸
بپای مردی عشق ار شکست خویش دهم
چو فیض در صف مردان حق ز بر دستم ۹
گناه دیگر آن کز می خودی مستم ۱
گناه خویش خودم دوزخ خودم هم خود
اگر ز خویش برستم ز هول پل رستم ۲
بروی من ز سوی حق گشود چندین در
ز سوی خویش دری چون بر وی خود بستم ۳
ز خود اگر فکنم خویش را رسم بخدا
بوصل او نرسم تا بخویش یا بستم ۴
بود بد دو جهان جمله در من و از من
ز هر بدی برهم گر ز خویشتن رستم ۵
مگیر تو بر من مسکین اگر بدی کردم
که تو کریمی و من از خرد تهی دستم ۶
اگرچه مستم با هوشیار همراهم
که گر ز پای درآیم بگیرد او دستم ۷
شکار معرفت خویش را فکندم دام
برون نیامد ازین بحر جز تهی دستم ۸
بپای مردی عشق ار شکست خویش دهم
چو فیض در صف مردان حق ز بر دستم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۲ - تا بعشق تو جان و دل بستم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۴ - من هماندم که با تو پیوستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.