خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف می‌کند و احساسات شاعر را نسبت به او بیان می‌دارد. شاعر از غیرت و رشک دیگران به معشوق سخن می‌گوید و از عشق و دلباختگی خود می‌نالد. همچنین، او از معشوق می‌خواهد که به او رحم کند و دل و جانش را نگیرد.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای گروه‌های سنی پایین نامناسب باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۵۰ - میبرد غیرت ز حسن تو ملک

میبرد غیرت ز حسن تو ملک
رشک دارد بر تو خورشید فلک ۱

کو ملکرا چشم و ابروی چنین
کی بود حور جنانرا این نمک ۲

از میانت میشوم من در گمان
وز دهانت نیز می افتم بشک ۳

نی توانم نفی و نی اثبات کرد
دیده کس بود و نبود مشترک ۴

دل ز من بردی و قصد جان کنی
رحم کن بگذار با من زین دو یک ۵

هم دل و هم جان چه‌سان شاید گرفت
عدل کن الروح لی و القلب لک ۶

فیض را گر زان دهان لطفی کنی
آب حیوانی زید ور نه هلک ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۹ - ای دهانت تنک شکر لعل لب کان نمک
گوهر بعدی:غزل ۵۵۱ - یا املی و بغیتی لیس هوای فی سواک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.