این متن به توصیف قدرت و نفوذ عشق در جهان میپردازد. عشق به عنوان نیرویی همهجانبه تصویر شده که بر تمام عناصر عالم، از جمله آفتاب، ماه، ستارگان، و حتی عقل انسانها تأثیر میگذارد. شاعر از تأثیرات عمیق عشق بر جان و دل انسانها سخن میگوید و آن را با مفاهیمی مانند شیدایی، سودا، و حیات پیوند میدهد. در نهایت، متن به ارزش نعمتهای عشق و اهمیت معرفت در درک آن اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانه است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
غزل ۵۳۷ - در جهان افگندهٔ غوغای عشق
عالمی را کردهٔ شیدای عشق ۱
آفتاب و ماه و اخترها روان
روز و شب سرگشتهٔ سودای عشق ۲
کرد مینای فلک قالب تهی
بر زمین تا ریختی صهبای عشق ۳
میدهد جانرا حیوتی دم بدم
صور اسرافیل بی آوای عشق ۴
میکشد جانهای اهل دل ز تن
دست عزرائیل استیلای عشق ۵
عقلها را همچو سحر ساحران
میکند یک لقمه اژدرهای عشق ۶
رفته رفته میشوم از خود تهی
تا سرم پر گردد از سودای عشق ۷
در دل شب عاشقانرا عیشهاست
خوشتر است از روزها شبهای عشق ۸
روزهای تیره بر شبها فزود
عمر من شد یک شب یلدای عشق ۹
ای تهی از معرفت زحمت ببر
فیض داند قدر نعمتهای عشق ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.