خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان درد و رنج عاشقان و بیدلان در برابر جمال و رأفت معشوق میپردازد. شاعر از بیتوجهی معشوق، هجران، و درد عشق سخن میگوید و تأثیرات آن را بر دل و جان عاشقان توصیف میکند. همچنین، اشارهای به تضاد بین درد و درمان در عشق دارد و اینکه گاهی حتی درمان نیز خود دردآور است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و درد عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۵۰۶ - بی دلانرا از نکو رویان چه حظ
بی دلانرا از نکو رویان چه حظ
رأفت دین و بلای جان چه حظ ۱
زاهدان را چون ز خوبان بهره نیست
از دل ایشانرا چه سود از جان چه حظ ۲
شاهدان را از جمال خود چه ذوق
عاشقانرا از غم اینان چه حظ ۳
چون کسی را تاب دیدار تو نیست
از جمالت ای مه تابان چه حظ ۴
تا نگه کردی دلم را بردهٔ
زین نگاه دلربا ای جان چه حظ ۵
دل بری و دین بری و جان بری
از تو ای بر همزن سامان چه حظ ۶
درد تو چون خستگان را راحتست
خسته را از جستن درمان چه حظ ۷
هجر تو جان میستاند وصل دل
مرمر ازین وصل وزین هجران چه حظ ۸
درد تو در دست و درمان نیز درد
فیض را زین دردو زین درمان چه حظ ۹
رأفت دین و بلای جان چه حظ ۱
زاهدان را چون ز خوبان بهره نیست
از دل ایشانرا چه سود از جان چه حظ ۲
شاهدان را از جمال خود چه ذوق
عاشقانرا از غم اینان چه حظ ۳
چون کسی را تاب دیدار تو نیست
از جمالت ای مه تابان چه حظ ۴
تا نگه کردی دلم را بردهٔ
زین نگاه دلربا ای جان چه حظ ۵
دل بری و دین بری و جان بری
از تو ای بر همزن سامان چه حظ ۶
درد تو چون خستگان را راحتست
خسته را از جستن درمان چه حظ ۷
هجر تو جان میستاند وصل دل
مرمر ازین وصل وزین هجران چه حظ ۸
درد تو در دست و درمان نیز درد
فیض را زین دردو زین درمان چه حظ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۵ - اهل دنیا را ز جان کندن چه حظ
گوهر بعدی:غزل ۵۰۷ - ای یار مخوان ز اشعار الا غزل حافظ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.