خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق یکطرفه و ناامیدی در عشق سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق و رنجهای عاطفی خود مینالد و احساس میکند که معشوق بهاشتباه به دیگران توجه میکند. همچنین، او به قدرت و عدالت شاه اشاره میکند و میگوید که دیگران بهاشتباه خود را شاهی میدانند.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و ناامیدی در عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک برخی از اشارات تاریخی و ادبی可能需要 دانش پایهای از شعر کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۵۰۱ - سوی ما میکنی نگه بغلط
سوی ما میکنی نگه بغلط
دل ما می بری ز ره بغلط ۱
با دلم لطف اگر کنی سهلست
می کند آدمی گنه بغلط ۲
رغم من سوی غیر مینگری
دل من می کنی سیه بغلط ۳
گر مرا دیگری ز کوچه مقصود
نگه خود میکنی تبه بغلط ۴
باز گردی ز کوچه مقصود
گر دوچارم شوی بره بغلط ۵
شاه فرمان روا توئی ایجان
دیگران راست نام شه بغلط ۶
نیست جای سپاه غم دل من
این طرف آمد این سپه بغلط ۷
لطفت از بهر غیر عمداً هست
فیض را نیست هیچگه بغلط ۸
دل ما می بری ز ره بغلط ۱
با دلم لطف اگر کنی سهلست
می کند آدمی گنه بغلط ۲
رغم من سوی غیر مینگری
دل من می کنی سیه بغلط ۳
گر مرا دیگری ز کوچه مقصود
نگه خود میکنی تبه بغلط ۴
باز گردی ز کوچه مقصود
گر دوچارم شوی بره بغلط ۵
شاه فرمان روا توئی ایجان
دیگران راست نام شه بغلط ۶
نیست جای سپاه غم دل من
این طرف آمد این سپه بغلط ۷
لطفت از بهر غیر عمداً هست
فیض را نیست هیچگه بغلط ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۰ - ای رهنمای گم شدگان اهدنا الصراط
گوهر بعدی:غزل ۵۰۲ - غیر عشق رخ دلدار غلط بود غلط
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.