خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه به توصیف عشق و جذبههای معنوی میپردازد. شاعر از معشوقی الهی سخن میگوید که با نگاه و سخنانش جانها را تسخیر میکند و مستیآفرین است. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند عشق، درد عرفانی، و ارتباط با حق تعالی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین، برخی از واژهها و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا پیچیده باشد.
غزل ۴۲۳ - شکر افشان دهانش نگرید
شکر افشان دهانش نگرید
لبن آلوده لبانش نگرید ۱
بنگاهی بجهان جان بخشد
حکم بر جان و جهانش نگرید ۲
خلقی از مستی چشمش مستند
می بی کام و دهانش نگرید ۳
زهر میگیرد از ابرو مژگان
سهمگین تیر و کمانش نگرید ۴
خاطرش با من و رو باد گران
سوی من لطف نهانش نگرید ۵
از لب من سخن او میگوید
در بیانم به بیانش نگرید ۶
زیر هر پرده نهانش بینید
پرده هم اوست عیانش نگرید ۷
فیض دل با حق و رو در خلقست
شرح حالش ز بیانش نگرید ۸
گر ندانید کز اهل درد است
درد او در سخنانش نگرید ۹
لبن آلوده لبانش نگرید ۱
بنگاهی بجهان جان بخشد
حکم بر جان و جهانش نگرید ۲
خلقی از مستی چشمش مستند
می بی کام و دهانش نگرید ۳
زهر میگیرد از ابرو مژگان
سهمگین تیر و کمانش نگرید ۴
خاطرش با من و رو باد گران
سوی من لطف نهانش نگرید ۵
از لب من سخن او میگوید
در بیانم به بیانش نگرید ۶
زیر هر پرده نهانش بینید
پرده هم اوست عیانش نگرید ۷
فیض دل با حق و رو در خلقست
شرح حالش ز بیانش نگرید ۸
گر ندانید کز اهل درد است
درد او در سخنانش نگرید ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۲ - یاران ز چشم دل برخ یار بنگرید
گوهر بعدی:غزل ۴۲۴ - گذشت موسم غم فصل وصل یار رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.