خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و شیفتگی به معشوق، مستی و بیخودی ناشی از عشق، و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید. او از عناصری مانند پروانه، باده، میخانه، و آتش عشق برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند باده و مستی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
غزل ۴۱۵ - جان سوختهٔ روئیست پروانه چنین باید
جان سوختهٔ روئیست پروانه چنین باید
دل شیفتهٔ روئیست پروانه چنین باید ۱
تا لب نهدم بر لب جان میرسدم بر لب
احسنت زهی باده پیمانه چنین باید ۲
گه مست زناسوتم گه غرفه لاهوتم
گاه از خم و گه دریا مستانه چنین باید ۳
چشم تو کند مستم لعلت برد از دستم
هر جام مئی دارد میخانه چنین باید ۴
سر مست ز ساغر گشت دل واله دلبر گشت
تن بیخبر از سرگشت مستانه چنین باید ۵
زلفت ره دینم زد ابرو ره محرابم
ایمان بتو آوردم بتخانه چنین باید ۶
در دل چو وطن کردی جا در تن من کردی
جانم بفدا بادت جانانه چنین باید ۷
جز جان من و جز دل جائی کنی ار منزل
افغان کنم و نالم حنانه چنین باید ۸
در آتش عشقت فیض میسوزد و میسازد
تا جان برهت بازم پروانه چنین باید ۹
دل شیفتهٔ روئیست پروانه چنین باید ۱
تا لب نهدم بر لب جان میرسدم بر لب
احسنت زهی باده پیمانه چنین باید ۲
گه مست زناسوتم گه غرفه لاهوتم
گاه از خم و گه دریا مستانه چنین باید ۳
چشم تو کند مستم لعلت برد از دستم
هر جام مئی دارد میخانه چنین باید ۴
سر مست ز ساغر گشت دل واله دلبر گشت
تن بیخبر از سرگشت مستانه چنین باید ۵
زلفت ره دینم زد ابرو ره محرابم
ایمان بتو آوردم بتخانه چنین باید ۶
در دل چو وطن کردی جا در تن من کردی
جانم بفدا بادت جانانه چنین باید ۷
جز جان من و جز دل جائی کنی ار منزل
افغان کنم و نالم حنانه چنین باید ۸
در آتش عشقت فیض میسوزد و میسازد
تا جان برهت بازم پروانه چنین باید ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۴ - زهد و تقوی ز من نمیآید
گوهر بعدی:غزل ۴۱۶ - عاشقی را جگری میباید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.