خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا به زیباییهای عشق و اهمیت آن در زندگی میپردازد. شاعر بیان میکند که بدون عشق، زندگی بیمعناست و کسی که طعم عشق را نچشیده، گویی چیزی از جهان ندیده و نشنیده است. عشق به عنوان آب حیات و تنها متاع ارزشمند در دو جهان توصیف شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۰۹ - هر که روی تو ندید از دو جهان هیچ ندید
هر که روی تو ندید از دو جهان هیچ ندید
هر که نشنید ز تو هیچ کلامی نشنید ۱
هر سری کو ز می عشق تو مدهوش نشد
چو شنید از ره گوش و ز ره چشم چو دید ۲
از ازل تا به ابد در دو جهان گرسنه ماند
هر که از مائده عشق طعامی نچشید ۳
تا بشام ابد از رنج خمار ایمن شد
هر که در صبح ازل ساغری از عشق چشید ۴
آب حیوان که حضر در ظلماتش میجست
بجز از عشق نبود این خبر از غیب رسید ۵
غیر عشق و غم عشق از دو جهان هیچ متاع
مردم چشم و دل اهل بصیرت نگزید ۶
هر که در بحر غم عشق فروشد چون فیض
نه بکس نی ز کسی زهد فرو شد نه خرید ۷
هر که نشنید ز تو هیچ کلامی نشنید ۱
هر سری کو ز می عشق تو مدهوش نشد
چو شنید از ره گوش و ز ره چشم چو دید ۲
از ازل تا به ابد در دو جهان گرسنه ماند
هر که از مائده عشق طعامی نچشید ۳
تا بشام ابد از رنج خمار ایمن شد
هر که در صبح ازل ساغری از عشق چشید ۴
آب حیوان که حضر در ظلماتش میجست
بجز از عشق نبود این خبر از غیب رسید ۵
غیر عشق و غم عشق از دو جهان هیچ متاع
مردم چشم و دل اهل بصیرت نگزید ۶
هر که در بحر غم عشق فروشد چون فیض
نه بکس نی ز کسی زهد فرو شد نه خرید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۸ - مژدهٔ از هاتف غیبم رسید
گوهر بعدی:غزل ۴۱۰ - خدای عزوجل گر ببخشدم شاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.