خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف عشق و تأثیرات متناقض آن میپردازد. عشق گاه مانند درد و گاه مانند درمان عمل میکند، میتواند بیماریها را شفا دهد یا درد و غم را به همراه بیاورد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که میتواند دل را وسعت بخشد و همه چیز را فدای معشوق کند. همچنین، اشاره میکند که عشق مانند دریایی در صدف است و همواره در حال بخشش و گرفتن است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۰۴ - عشق بدل گاه درد گاه دوا میدهد
عشق بدل گاه درد گاه دوا میدهد
جمله امراض را عشق شفا میدهد ۱
گاه دوا را دهد خاصیت درد و غم
گاه دگر درد را طبع دوا میدهد ۲
این صدف چشم من گاه گهر ریختن
همچو دل بحر و کان داد سخا میدهد ۳
هست درو بحرها موج زنان وین عجب
بحر بود در صدف عشق چها میدهد ۴
دم بدم اندوه و غم بر سر هم مینهم
باز دل تنگ را وسعت جا میدهد ۵
حاصل ایام عمر هر چه بود غیر دوست
دین و دل و عقل و هوش کل بفنا میدهد ۶
هر دمی از فیض جان گیرد و بازش دهد
آنکه ستاند دگر باز چرا میدهد ۷
جمله امراض را عشق شفا میدهد ۱
گاه دوا را دهد خاصیت درد و غم
گاه دگر درد را طبع دوا میدهد ۲
این صدف چشم من گاه گهر ریختن
همچو دل بحر و کان داد سخا میدهد ۳
هست درو بحرها موج زنان وین عجب
بحر بود در صدف عشق چها میدهد ۴
دم بدم اندوه و غم بر سر هم مینهم
باز دل تنگ را وسعت جا میدهد ۵
حاصل ایام عمر هر چه بود غیر دوست
دین و دل و عقل و هوش کل بفنا میدهد ۶
هر دمی از فیض جان گیرد و بازش دهد
آنکه ستاند دگر باز چرا میدهد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۳ - نهادم سر بفرمانش بکن گوهر چه میخواهد
گوهر بعدی:غزل ۴۰۵ - علی الصباح نوید هو الغفور رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.