خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، توصیفی زیبا از تأثیر معشوق بر شاعر است. هر بیت نشان‌دهنده‌ی تازگی و حیاتی است که شاعر از حضور و صفات معشوق دریافت می‌کند، از لطافت بدنش تا حلاوت سخنانش، که همه باعث نشاط و تجدید حیات روحی و عاطفی شاعر می‌شوند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نیاز به درک عمیق‌تری داشته باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۰۲ - جان از لطافت بدنش تازه می‌شود

جان از لطافت بدنش تازه می‌شود
دل از حلاوت سخنش تازه می‌شود ۱

هر دم حیات تازه از آن خط به دل رسد
گوئی که دم به دم چمنش تازه می‌شود ۲

او میکند تبسم و من میروم ز خود
مستیم هر دم از دهنش تازه می‌شود ۳

چون غنچه بیندم شکفد چون گل از نشاط
گوئی که دل ز حزن منش تازه می‌شود ۴

تا بشکند دلم شکند زلف دم به دم
در دل جراحت از شکنش تازه می‌شود ۵

گل گل شگفته میشود از روی نازکش
جائی چه بشنود سخنش تازه می‌شود ۶

چون در خیال کس گذرد لطف آن ذقن
در دم طراوت ذقنش تازه می‌شود ۷

یکبار هر که در رخ خوبش نظر فکند
یابد دلش روان و تنش تازه می‌شود ۸

بگذار فیض حرف بتان از خدا بگو
جان از خدا و از سخنش تازه می‌شود ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۱ - دل گر غمین شود شده باشد چه می‌شود
گوهر بعدی:غزل ۴۰۳ - نهادم سر بفرمانش بکن گوهر چه میخواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.