خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف عشق و مستی معنوی میپردازد و بیان میکند که کسی که از عشق حقیقی بهرهمند شود، از همه تعلقات دنیوی بیخبر میماند. همچنین، تأکید دارد که عشق، فرد را از خود بیخود کرده و به وجد میآورد. در نهایت، اشاره میکند که دل پختهتر از آتش سودای عشق است و نباید اجازه داد این آتش دوباره شعلهور شود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی مضامین مانند 'مستی' و 'بیخودی' نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۳۴۶ - هر که حرفی ز کتاب دل ما گوش کند
هر که حرفی ز کتاب دل ما گوش کند
هر چه از هر که شنیده است فراموش کند ۱
تا ابد از دو جهان بیخبر افتد مدهوش
هر که یک جرعه می از ساغر ما نوش کند ۲
لذت مستی بیباده ما هر که چشید
کی دگر یاد شراب و هوس هوش کند ۳
هر که دید است رخ او ندهد گوش به پند
چشم خود وقف بر آن زلف و بناگوش کند ۴
افسدوهاست شه عشق که در قریهٔ دل
هرچه یابد همه را بیخود و مدهوش کند ۵
ز آسمان بهر نثارش طبق نور آید
سینهٔ خویش بر اسرار چو سرپوش کند ۶
پخت دل ز آتش سودای غم بیهوده
فیض مگذار که این دیک دگر جوش کند ۷
هر چه از هر که شنیده است فراموش کند ۱
تا ابد از دو جهان بیخبر افتد مدهوش
هر که یک جرعه می از ساغر ما نوش کند ۲
لذت مستی بیباده ما هر که چشید
کی دگر یاد شراب و هوس هوش کند ۳
هر که دید است رخ او ندهد گوش به پند
چشم خود وقف بر آن زلف و بناگوش کند ۴
افسدوهاست شه عشق که در قریهٔ دل
هرچه یابد همه را بیخود و مدهوش کند ۵
ز آسمان بهر نثارش طبق نور آید
سینهٔ خویش بر اسرار چو سرپوش کند ۶
پخت دل ز آتش سودای غم بیهوده
فیض مگذار که این دیک دگر جوش کند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۵ - شوخ آهو چشم من چون روی در صحرا کند
گوهر بعدی:غزل ۳۴۷ - عشق استفاده از قلم و لوح حق کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.