خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، حسرت، و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دوری یار، بیتوجهی او، و ماندن در حسرت و غم مینالد. همچنین، اشارهای به تأثیر عمیق عشق و مستی ناشی از آن دارد که تا ابد در جان انسان باقی میماند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و حسرتبار است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۳۲۷ - طرف گلزار گذشتی ز تو گل زار بماند
طرف گلزار گذشتی ز تو گل زار بماند
خار حسرت ز رخت در دل گلزار بماند ۱
آنکه ره جانب او رفت دگر باز نگشت
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ۲
زاهد بیخبر از سرزنشم دست نداشت
آنکه این کار ندانست در انکار بماند ۳
یار بگذاشت مرا با من و بگذشت از من
راحت جان شد و اغیار دل آزار بماند ۴
گشت بیمار که شاید بعیادت آئی
نگرفتی خبری از دل و بیمار بماند ۵
هر که یک جرعه ز خمخانهٔ عشق تو چشید
دیدهاش تا به ابد در کف خمار بماند ۶
فیض بیچاره رهی جانب مقصود نبرد
در بیابان غم بیهده ناچار بماند ۷
خار حسرت ز رخت در دل گلزار بماند ۱
آنکه ره جانب او رفت دگر باز نگشت
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ۲
زاهد بیخبر از سرزنشم دست نداشت
آنکه این کار ندانست در انکار بماند ۳
یار بگذاشت مرا با من و بگذشت از من
راحت جان شد و اغیار دل آزار بماند ۴
گشت بیمار که شاید بعیادت آئی
نگرفتی خبری از دل و بیمار بماند ۵
هر که یک جرعه ز خمخانهٔ عشق تو چشید
دیدهاش تا به ابد در کف خمار بماند ۶
فیض بیچاره رهی جانب مقصود نبرد
در بیابان غم بیهده ناچار بماند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۶ - چو من کسی که ره مستقیم میداند
گوهر بعدی:غزل ۳۲۸ - زود از درم در آی که تابم دگر نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.