خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که دربارهی پذیرش تقدیر، درک حقایق هستی، و رسیدن به معرفت الهی سخن میگوید. شاعر تأکید میکند که با شناخت عدالت خداوند و پاک کردن غبار از دل، میتوان به حقیقت ازلی دست یافت و از رنجهای دنیوی رها شد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۲۸۰ - بکوی سرّ قدر گر گذر توانی کرد
بکوی سرّ قدر گر گذر توانی کرد
به پیش تیر قضا جان سپر توانی کرد ۱
چنانکه هست اگر سرّ کار دریابی
ز دل شکایت بیجا بدر توانی کرد ۲
چو دانی آنچه بتو میرسد نوشته شده است
ز خار خار تاسف حذر توانی کرد ۳
خدای را بعدالت اگر شناختهٔ
بخویش نسبت اسباب شر توانی کرد ۴
اگر ز آینهٔ سر غبار بزدائی
بچشم سر برخ او نظر توانی کرد ۵
اگر نقاب بر افتد ز طلعت ازلی
بیک نگاه ابد را بسر توانی کرد ۶
بر آستانهٔ جانان اگر دهد بارت
سر و تن و دل و جان خاک در توانی کرد ۷
اگر ز عالم صورت ز صدق دل نکنی
بجان بعالم معنی سفر توانی کرد ۸
چگونه ثبت توان کرد فیض در اوراق
حدیث عشق چه سان مختصر توانی کرد ۹
به پیش تیر قضا جان سپر توانی کرد ۱
چنانکه هست اگر سرّ کار دریابی
ز دل شکایت بیجا بدر توانی کرد ۲
چو دانی آنچه بتو میرسد نوشته شده است
ز خار خار تاسف حذر توانی کرد ۳
خدای را بعدالت اگر شناختهٔ
بخویش نسبت اسباب شر توانی کرد ۴
اگر ز آینهٔ سر غبار بزدائی
بچشم سر برخ او نظر توانی کرد ۵
اگر نقاب بر افتد ز طلعت ازلی
بیک نگاه ابد را بسر توانی کرد ۶
بر آستانهٔ جانان اگر دهد بارت
سر و تن و دل و جان خاک در توانی کرد ۷
اگر ز عالم صورت ز صدق دل نکنی
بجان بعالم معنی سفر توانی کرد ۸
چگونه ثبت توان کرد فیض در اوراق
حدیث عشق چه سان مختصر توانی کرد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۹ - یاد آن روز که از زلف گره وا میکرد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۱ - شور عشقی گر که دلرا بر سر کار آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.