خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت و ناتوانی در برابر عدم توجه معشوق سخن میگوید. شاعر از ننمایاندن روی یار، پنهان ماندن زیباییاش از دیدگان و تأثیر این غم بر دل و جان خود مینالد. همچنین، به ناامیدی و درماندگی خود در این عشق اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند ناامیدی و حسرت نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۷۶ - گر یار بما رخ ننماید چه توان کرد
گر یار بما رخ ننماید چه توان کرد
ز آنروی نقاب ار نگشاید چه توان کرد ۱
پنهان ز نظرها اگر آید بتماشا
در دیده دل از ما بزداید چه توان کرد ۲
آن حسن و جمالی که نگنجد بعبارت
این دیده مرآنرا چو نشاید چه توان کرد ۳
در دیدهٔ عشاق چه خورشید عیانست
گر در نظر غیر نیاید چه توان کرد ۴
چون روی نماید دل و دین را برباید
یک لحظه ولیکن چه نیاید چه توان کرد ۵
آید بر این خسته دمی چون بعیادت
عمرم اگر آندم بسر آید چه توان کرد ۶
ای فیض گرت یار نخواهد چه توان گفت
ور خواهد و رخ میننماید چه توان کرد ۷
ز آنروی نقاب ار نگشاید چه توان کرد ۱
پنهان ز نظرها اگر آید بتماشا
در دیده دل از ما بزداید چه توان کرد ۲
آن حسن و جمالی که نگنجد بعبارت
این دیده مرآنرا چو نشاید چه توان کرد ۳
در دیدهٔ عشاق چه خورشید عیانست
گر در نظر غیر نیاید چه توان کرد ۴
چون روی نماید دل و دین را برباید
یک لحظه ولیکن چه نیاید چه توان کرد ۵
آید بر این خسته دمی چون بعیادت
عمرم اگر آندم بسر آید چه توان کرد ۶
ای فیض گرت یار نخواهد چه توان گفت
ور خواهد و رخ میننماید چه توان کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۵ - توانی گر درین ره ترک جان کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۷۷ - دل را غمگین نمیتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.