خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عدم، هستی، رنجهای زندگی، عشق الهی، وحدت وجود و تقدیر میپردازد. شاعر از رنجهای دنیوی و بیداری انسان سخن میگوید و به دنبال آرامش در بیخبری است. همچنین، به عشق الهی و نقش آن در هدایت انسان اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی مفاهیم مانند رنج، عدم و تقدیر ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۲۶۷ - خوش بود عدم هستی ما را که خبر کرد
خوش بود عدم هستی ما را که خبر کرد
این مایهٔ آشوب و بلا را که خبر کرد ۱
خون شد دلم از یاد سرا پردهٔ فطرت
ز آسایش جان جور و جفا را که خبر کرد ۲
این تن ز کجا راه بسر منزل جان برد
این زنده بلا مرده بلا را که خبر کرد ۳
آرامگه بیخبری بود بهشتی
بیداری و هشیاری ما را که خبر کرد ۴
در دایرهٔ کون بغیر از تو نگنجد
من چون بمیان آمد و ما را که خبر کرد ۵
از کشور وحدت دو جهان چون بدر آمد
تقدیر کجا بود قضا را که خبر کرد ۶
روزی که الست تو بیار است جهان را
هشیاری اصحاب بلا را که خبر کرد ۷
عشق تو بهر بیسر و پا راه چسان یافت
معمار خرابات فنا را که خبر کرد ۸
سودای سخن فیض چسان بر سرش افتاد
این پرده در شرم و حیا را که خبر کرد ۹
این مایهٔ آشوب و بلا را که خبر کرد ۱
خون شد دلم از یاد سرا پردهٔ فطرت
ز آسایش جان جور و جفا را که خبر کرد ۲
این تن ز کجا راه بسر منزل جان برد
این زنده بلا مرده بلا را که خبر کرد ۳
آرامگه بیخبری بود بهشتی
بیداری و هشیاری ما را که خبر کرد ۴
در دایرهٔ کون بغیر از تو نگنجد
من چون بمیان آمد و ما را که خبر کرد ۵
از کشور وحدت دو جهان چون بدر آمد
تقدیر کجا بود قضا را که خبر کرد ۶
روزی که الست تو بیار است جهان را
هشیاری اصحاب بلا را که خبر کرد ۷
عشق تو بهر بیسر و پا راه چسان یافت
معمار خرابات فنا را که خبر کرد ۸
سودای سخن فیض چسان بر سرش افتاد
این پرده در شرم و حیا را که خبر کرد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۶ - لعل لب تو چه با شکر کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۶۸ - تا مرا عشق تو با دیوانگان زنجیر کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.