خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن تقابل بین عشق و عقل و تأثیرات عمیق عشق بر فرد توصیف شده است. شاعر بیان میکند که عشق با ورود خود، عقل را کنار میزند و نقاط ضعف عقل را به هنر تبدیل میکند. همچنین، غم و درد ناشی از عشق و بیقراری عاشق را شرح میدهد و اشاره میکند که تنها راه نجات، کنار گذاشتن غم از دل و متوسل شدن به تصویر معشوق است.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی موجود در متن برای درک و تجربهی مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عشق و عقل ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۲۶۵ - عشق آمد و عقل را بدر کرد
عشق آمد و عقل را بدر کرد
فرزند نگر چه با پدر کرد ۱
بس عیب نهفته بود در عقل
عشق آمد و جمله را هنر کرد ۲
آنها که غم تو کرد با من
کس را نتوان از آن خبر کرد ۳
گفتم که کنم بصبر چاره
کارم را چاره خود بتر کرد ۴
کی صبر کند علاج عاشق
باید سد و چارهٔ دگر کرد ۵
هر کو بغم تو شد گرفتار
از کشور عافیت سفر کرد ۶
جز نقش خیال تو نگنجد
غم را باید ز دل بدر کرد ۷
پشت فلک از غم تو خم شد
یا ناله من در او اثر کرد ۸
شرح غم عشق فیض میگفت
یاری چو نیافت مختصر کرد ۹
فرزند نگر چه با پدر کرد ۱
بس عیب نهفته بود در عقل
عشق آمد و جمله را هنر کرد ۲
آنها که غم تو کرد با من
کس را نتوان از آن خبر کرد ۳
گفتم که کنم بصبر چاره
کارم را چاره خود بتر کرد ۴
کی صبر کند علاج عاشق
باید سد و چارهٔ دگر کرد ۵
هر کو بغم تو شد گرفتار
از کشور عافیت سفر کرد ۶
جز نقش خیال تو نگنجد
غم را باید ز دل بدر کرد ۷
پشت فلک از غم تو خم شد
یا ناله من در او اثر کرد ۸
شرح غم عشق فیض میگفت
یاری چو نیافت مختصر کرد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۴ - روی در روی یار باید کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۶۶ - لعل لب تو چه با شکر کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.