خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و تأثیر عمیق او را بر جهان و ذرات وجود شاعر بیان میکند. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خورشید، گل، نرگس و ذرات وجود، عشق خود را به معشوق نشان میدهد و از تأثیر جادویی او بر قلبها و جهان سخن میگوید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و دلدادگی ممکن است برای سنین پایین نامناسب تلقی شود.
غزل ۲۵۱ - خورشید فلک روشنی از روی تو دارد
خورشید فلک روشنی از روی تو دارد
هرجاست گلی چاشنی از بوی تو دارد ۱
چشمی که رباید دل خلقی به نگاهی
آن دلبری از نرگس جادوی تو دارد ۲
هرجا که زند خیمه بر و بوم بسوزد
قربان شومت عشق تو هم خوی تو دارد ۳
حیرت کدهٔ گشت سرا پای وجودم
هر ذره خدا چشم و دلی سوی تو دارد ۴
گه سوزی و گه داغ نهی گاه گدازی
هر عیش که دلراست ز پهلوی تو دارد ۵
هر عاشق بیچاره که در بند بلا نیست
آشفتگی از نگهت گیسوی تو دارد ۶
چون فیض نباشد ز هم اجزای وجودش
هر ذره جدا عزم سر کوی تو دارد ۷
هرجاست گلی چاشنی از بوی تو دارد ۱
چشمی که رباید دل خلقی به نگاهی
آن دلبری از نرگس جادوی تو دارد ۲
هرجا که زند خیمه بر و بوم بسوزد
قربان شومت عشق تو هم خوی تو دارد ۳
حیرت کدهٔ گشت سرا پای وجودم
هر ذره خدا چشم و دلی سوی تو دارد ۴
گه سوزی و گه داغ نهی گاه گدازی
هر عیش که دلراست ز پهلوی تو دارد ۵
هر عاشق بیچاره که در بند بلا نیست
آشفتگی از نگهت گیسوی تو دارد ۶
چون فیض نباشد ز هم اجزای وجودش
هر ذره جدا عزم سر کوی تو دارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۰ - خوشا آن سر که سودای تو دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۵۲ - مستی ز شراب لب جانان مزه دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.