خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولوی، احساسات عمیق عشق و مستی ناشی از آن را بیان میکند. شاعر از عشق به معشوق و تأثیر آن بر روح و جان سخن میگوید و از زیباییهای طبیعت و هستی به عنوان نمادهایی از عشق الهی یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند شراب و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۳۶ - سرم ز مستی عشق تو های و هو دارد
سرم ز مستی عشق تو های و هو دارد
دل از خیال تو با خویش گفتوگو دارد ۱
شراب از آن ید بیضا حلال و شیرینست
طهور باد که طعم سقا همو دارد ۲
چه سان طرب بکند دل که ساقیش لب تست
چرا طلب نکند جان چو جان گلو دارد ۳
ز پای تا سر عشاق شد گلو همگی
از آنکه ساقی جان بانگ اشربوا دارد ۴
پیاله چون طلبم چونکه ساقی مستان
خمی بدست و بدست دگر سبو دارد ۵
بیار هر چه دهی میخورم ز دولت تو
فرا خور می عشقت دلم گلو دارد ۶
چه لطفهاست که آن یار میکند با ما
تبارک الله هی هی چه خلق و خو دارد ۷
چه رفعتست و جمال و کمال وجود و کرم
که آسمان و زمین گفتوگوی او دارد ۸
نظر بلاله ستان کن بداغها بنگر
گذر فکن به گلستان ببین چه بو دارد ۹
بهر طرف نگری صنعه اللهی بینی
بجان خویش نگر بین چه جستوجو دارد ۱۰
ازوست باده پرست آنکه را بود جانی
ز چشم ساغر پر می ز سر کدو دارد ۱۱
جواب آن غزل مولویست فیض که گفت
میان باغ گل سرخ های و هو دارد ۱۲
دل از خیال تو با خویش گفتوگو دارد ۱
شراب از آن ید بیضا حلال و شیرینست
طهور باد که طعم سقا همو دارد ۲
چه سان طرب بکند دل که ساقیش لب تست
چرا طلب نکند جان چو جان گلو دارد ۳
ز پای تا سر عشاق شد گلو همگی
از آنکه ساقی جان بانگ اشربوا دارد ۴
پیاله چون طلبم چونکه ساقی مستان
خمی بدست و بدست دگر سبو دارد ۵
بیار هر چه دهی میخورم ز دولت تو
فرا خور می عشقت دلم گلو دارد ۶
چه لطفهاست که آن یار میکند با ما
تبارک الله هی هی چه خلق و خو دارد ۷
چه رفعتست و جمال و کمال وجود و کرم
که آسمان و زمین گفتوگوی او دارد ۸
نظر بلاله ستان کن بداغها بنگر
گذر فکن به گلستان ببین چه بو دارد ۹
بهر طرف نگری صنعه اللهی بینی
بجان خویش نگر بین چه جستوجو دارد ۱۰
ازوست باده پرست آنکه را بود جانی
ز چشم ساغر پر می ز سر کدو دارد ۱۱
جواب آن غزل مولویست فیض که گفت
میان باغ گل سرخ های و هو دارد ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۵ - تا جان نشود ز این و آن فرد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۷ - در سرم عشق تو غوفا دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.