خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر آرزوی رهایی از محدودیتهای دنیوی و رسیدن به آزادی و آرامش در جایگاهی فراخ و روحانی است. شاعر از قفس تنگ دنیا و غمهای آن میگوید و آرزو میکند که به سرای فراخ و پرصفا برود، جایی که جان آزادانه پرواز کند و از غمها رها شود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۱۲ - خوش آن زمان که رود جان بدانسرای فراخ
خوش آن زمان که رود جان بدانسرای فراخ
خوش آن نفس که برآید در آن هوای فراخ ۱
زغصه در قفس تنگ آسمان مردیم
برون جهیم ازین تنگنا بجای فراخ ۲
به بند طایر جان اندرین قفس تا چند
برون رویم و به پریم در هوای فراخ ۳
زجنس پرغم دنیای دون خلاص شویم
رویم خرم و خوش دل بدان سرای فراخ ۴
نه جای ماست سرای پر از کدورت و غم
رویم تا بطرب جای با صفای فراخ ۵
زچه چه یوسف کنعان برون رویم آزاد
شویم پادشه مصر دلگشای فراخ ۶
چه یونس از شکم ماهی جهان برهیم
برون رویم و بگردیم در فضای فراخ ۷
زتنگنای هیولای عالم اجسام
سفر کنیم به اقلیم روح و جای فراخ ۸
چه مانده ایم درین تیره خداکدان ای فیض
چو جان ماست از آن جای با ضیای فراخ ۹
خوش آن نفس که برآید در آن هوای فراخ ۱
زغصه در قفس تنگ آسمان مردیم
برون جهیم ازین تنگنا بجای فراخ ۲
به بند طایر جان اندرین قفس تا چند
برون رویم و به پریم در هوای فراخ ۳
زجنس پرغم دنیای دون خلاص شویم
رویم خرم و خوش دل بدان سرای فراخ ۴
نه جای ماست سرای پر از کدورت و غم
رویم تا بطرب جای با صفای فراخ ۵
زچه چه یوسف کنعان برون رویم آزاد
شویم پادشه مصر دلگشای فراخ ۶
چه یونس از شکم ماهی جهان برهیم
برون رویم و بگردیم در فضای فراخ ۷
زتنگنای هیولای عالم اجسام
سفر کنیم به اقلیم روح و جای فراخ ۸
چه مانده ایم درین تیره خداکدان ای فیض
چو جان ماست از آن جای با ضیای فراخ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۱ - خطیب عشق ندا کرد با زبان فصیح
گوهر بعدی:غزل ۲۱۳ - نعیمی یا جحیمی جنتی ای عشق یا دوزخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.