خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به ارزش عمر و زمان اشاره دارد و تأکید میکند که نباید آن را بیهوده تلف کرد. شاعر از خواننده میخواهد که هدف زندگی را درک کند، خود را بیارزش نشمارد و برای رسیدن به مقصد نهایی (ربط به معنویات و عشق به معشوق) تلاش کند. همچنین هشدار میدهد که زندگی گرانبهاست و نباید آن را در راه باطل صرف کرد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، پیامهای انگیزشی و عرفانی آن更适合 افرادی که در سنین بالاتر قرار دارند و میتوانند دربارهی هدف زندگی تفکر کنند.
غزل ۱۹۹ - گذشت عمر تو امسال همچو پار عبث
گذشت عمر تو امسال همچو پار عبث
چرا چنین گذرانند روزگار عبث ۱
بسی نماند زعمر و بسی نماند زکار
هزار حیف که بگذشت وقت کار عبث ۲
گمان مبر که ترا آفرید حق باطل
گمان مدار که ترا ساخت کرد گار عبث ۳
تو آمدی بجهان تا روی بر جانان
بکوش تا برسی خویش را مدار عبث ۴
تو جان هر دوجهانی و مقصد ایجاد
عزیز من چه کنی خویشرا تو خوار عبث ۵
توخویشرا مفروش ای پسر چنین ارزان
که بهر جنتی و میروی بنار عبث ۶
گرانبها و عزیز الوجود و بی بدلی
نهٔ چنین سبک و بی بها و خوار عبث ۷
چو کردهای تنت مردهای جان دارد
مدزد ایجان تن زاز کار و بار عبث ۸
غنیمتی شمر این یکدو دم که ماند ای فیض
بکار کوش و سخن در میان میار عبث ۹
چرا چنین گذرانند روزگار عبث ۱
بسی نماند زعمر و بسی نماند زکار
هزار حیف که بگذشت وقت کار عبث ۲
گمان مبر که ترا آفرید حق باطل
گمان مدار که ترا ساخت کرد گار عبث ۳
تو آمدی بجهان تا روی بر جانان
بکوش تا برسی خویش را مدار عبث ۴
تو جان هر دوجهانی و مقصد ایجاد
عزیز من چه کنی خویشرا تو خوار عبث ۵
توخویشرا مفروش ای پسر چنین ارزان
که بهر جنتی و میروی بنار عبث ۶
گرانبها و عزیز الوجود و بی بدلی
نهٔ چنین سبک و بی بها و خوار عبث ۷
چو کردهای تنت مردهای جان دارد
مدزد ایجان تن زاز کار و بار عبث ۸
غنیمتی شمر این یکدو دم که ماند ای فیض
بکار کوش و سخن در میان میار عبث ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۸ - جز تنعم بغم یار عبث بود عبث
گوهر بعدی:غزل ۲۰۰ - بمهر تو دادم دل و جان عبث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.