خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر پشیمانی و حسرت شاعر از زندگی بیهوده و گذران عمر در پی هوسها و لذات زودگذر دنیوی است. شاعر اعتراف میکند که از راه حق دور افتاده و به جای تلاش برای آخرت، زمان خود را به بطالت گذرانده است. او از اسارت در چرخهی بیپایان آرزوها و هوسها سخن میگوید و احساس میکند که تلاشهایش بیثمر بودهاند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، موضوعاتی مانند پشیمانی از زندگی و تفکر دربارهی مرگ و آخرت ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۱۹۵ - شدیم بار کش ره زن هوا بعبث
شدیم بار کش ره زن هوا بعبث
وفا بعهد نکردیم با خدا بعبث ۱
براه حق نزدیم از سر وفا قدمی
بجد وجهد شدیم از پی هوا به عبث ۲
عنان خود بکف آرزوی دل دادیم
تمام صرف هوس گشت عمر ما بعبث ۳
زبهر دنیی کانرا اساس پر نقشی است
بسی بدوش کشیدیم بارها به عبث ۴
گذاشتیم زکف زاد آخرت را خام
بسوختیم به بیکار خویش را به عبث ۵
فتادی از پی لذات بی بقا شب و روز
تمام عمر تو ای فیض شد هبا بعبث ۶
گمان ندارم ازین بحر بیکران برهیم
چو میزنیم در این موج دست و پا بعبث ۷
وفا بعهد نکردیم با خدا بعبث ۱
براه حق نزدیم از سر وفا قدمی
بجد وجهد شدیم از پی هوا به عبث ۲
عنان خود بکف آرزوی دل دادیم
تمام صرف هوس گشت عمر ما بعبث ۳
زبهر دنیی کانرا اساس پر نقشی است
بسی بدوش کشیدیم بارها به عبث ۴
گذاشتیم زکف زاد آخرت را خام
بسوختیم به بیکار خویش را به عبث ۵
فتادی از پی لذات بی بقا شب و روز
تمام عمر تو ای فیض شد هبا بعبث ۶
گمان ندارم ازین بحر بیکران برهیم
چو میزنیم در این موج دست و پا بعبث ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۴ - جان ندارد جز تو کس یا مستغاث
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶ - دلی که عشق ندارد وجود اوست عبث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.