خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر غمگینانه و عاشقانه، توصیف کننده جدایی و دوری معشوق است. شاعر با تصاویر زیبا و احساسی، فرار معشوق و حسرت خود را بیان میکند. معشوق با بیتفاوتی میرود و شاعر با دل شکسته و ناله به دنبال او میدود. جهان نیز گویی در این جدایی با شاعر همدردی نمیکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی و تجربه دارد.
غزل ۱۸۵ - دوش از من رمیده می رفت
دوش از من رمیده می رفت
دامان زکفم کشیده می رفت ۱
می رفت و مرا به حسرت از پی
دریا دریا زدیده می رفت ۲
می رفت به ناز و رفته رفته
آرام دل رمیده می رفت ۳
می رفت و دل شکسته از پی
نالان نالان تپیده می رفت ۴
می رفت و روان روان به دنبال
تن در عقبش خمیده می رفت ۵
می رفت سرور و شادمانی
از سینه مرا و دیده می رفت ۶
می رفت به یاد هجرش از پی
هوش از سر من پریده می رفت ۷
می رفت و فغان من به دنبال
او فارغ و ناشنیده می رفت ۸
میرفت و منش فتاده در پی
صد پرده ی من در دیده می رفت ۹
می رفت و جهان جهان تغافل
گفتی که مرا ندیده می رفت ۱۰
میرفت به صد هزار تمکین
سنجیده و آرمیده می رفت ۱۱
کس سرو چمن چمان ندیده است
آن سوی روان چمیده می رفت ۱۲
حیف است که بر زمین نهد پای
ای کاش فرا ز دیده میرفت ۱۳
بس فیض ز رفتنش غزل کاش
در آمدنش قصیده می رفت ۱۴
دامان زکفم کشیده می رفت ۱
می رفت و مرا به حسرت از پی
دریا دریا زدیده می رفت ۲
می رفت به ناز و رفته رفته
آرام دل رمیده می رفت ۳
می رفت و دل شکسته از پی
نالان نالان تپیده می رفت ۴
می رفت و روان روان به دنبال
تن در عقبش خمیده می رفت ۵
می رفت سرور و شادمانی
از سینه مرا و دیده می رفت ۶
می رفت به یاد هجرش از پی
هوش از سر من پریده می رفت ۷
می رفت و فغان من به دنبال
او فارغ و ناشنیده می رفت ۸
میرفت و منش فتاده در پی
صد پرده ی من در دیده می رفت ۹
می رفت و جهان جهان تغافل
گفتی که مرا ندیده می رفت ۱۰
میرفت به صد هزار تمکین
سنجیده و آرمیده می رفت ۱۱
کس سرو چمن چمان ندیده است
آن سوی روان چمیده می رفت ۱۲
حیف است که بر زمین نهد پای
ای کاش فرا ز دیده میرفت ۱۳
بس فیض ز رفتنش غزل کاش
در آمدنش قصیده می رفت ۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۴ - بر سر راهش فتاده غرق اشگم دید و رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۸۶ - از من و ما نمی توانم گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.