هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر آرزوی شاعر برای رسیدن به معشوق و وطن است. او از فراق و رنجهای عاشقانه میگوید و آرزو میکند که حتی به قیمت جانش، به خدمت معشوق برسد. همچنین، تمایل به آزادی و پرواز روح از قفس تن و بازگشت به وطن در آن مشهود است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با مضامین پیچیدهای مانند رنج، فراق، و آرزوی مرگ برای وصال، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'زندگی در کفن' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
غزل ۱۵۲ - حلقهٔ آن در شدنم آرزوست
حلقهٔ آن در شدنم آرزوست
بر در او سرزدنم آرزوست ۱
چند بهر یاد پریشان شوم
خاک در او شدنم آرزوست ۲
خاک درش بوده سرم سالها
باز هوای وطنم آرزوست ۳
تا که بجان خدمت جانان کنم
دامن جان بر زدنم آرزوست ۴
بهر تماشای سراپای او
دیده سراپاشدنم آرزوست ۵
دیده ام از فرقت او شد سفید
بوئی از آن پیرهنم آرزوست ۶
مرغ دلم در قفس تن بمرد
بال پر و جان زدنم آرزوست ۷
بر در لب قفل خموشی زدم
سوی خموشان شدنم آرزوست ۸
عشق مهل فیض که با جان رود
زندگی در کفنم آرزوست ۹
بر در او سرزدنم آرزوست ۱
چند بهر یاد پریشان شوم
خاک در او شدنم آرزوست ۲
خاک درش بوده سرم سالها
باز هوای وطنم آرزوست ۳
تا که بجان خدمت جانان کنم
دامن جان بر زدنم آرزوست ۴
بهر تماشای سراپای او
دیده سراپاشدنم آرزوست ۵
دیده ام از فرقت او شد سفید
بوئی از آن پیرهنم آرزوست ۶
مرغ دلم در قفس تن بمرد
بال پر و جان زدنم آرزوست ۷
بر در لب قفل خموشی زدم
سوی خموشان شدنم آرزوست ۸
عشق مهل فیض که با جان رود
زندگی در کفنم آرزوست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۸۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۱ - سرکرده ایم پا بره جستجوی دوست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳ - بادهٔ تلخ کهنم آرزوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.