خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی از مولانا یا یکی از شاعران صوفی‌مسلک است که به ستایش معشوق الهی و تأثیرات عمیق عشق و وصل به او بر جان و دل عاشقان می‌پردازد. شاعر از حالات روحی و عرفانی مانند بی‌خودی، طرب، و زلزله‌های درونی سخن می‌گوید و بر نقش تجلی الهی در جهان تأکید دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات خاص صوفیانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۴۴ - ای در هوای وصل تو گسترده جانها بالها

ای در هوای وصل تو گسترده جانها بالها
تو در دل ما بوده‌ای در جستجو ما سالها ۱

ای از فروغ طلعتت تابی فتاده در جهان
وی از نهیب هیبتت درملک جان زلزالها ۲

ای ساکنان کوی تو مست از شراب بیخودی
وی عاشقان روی تو فارغ زقیل و قالها ۳

سرها زتو پرغلغله جانها زتو پرولوله
تنها زتو در زلزله دلها زتو در حالها ۴

تن میکند از جان طرب جا ندارد از جانان طرب
برمقتضای روحها جنبش کند تمثالها ۵

کردی تجلی بی نقاب تابانتر از صد آفتاب
ما را فکندی در حجاب از ابر استدلالها ۶

آثار خود کردی عیان در گلشن حسن بتان
تا سوی حسن بی نشان جانها گشاید بالها ۷

دادی بتانرا آب و رنگ در سینه دل مانند سنگ
در شستشان دام بلا از زلف و خط و خالها ۸

مارا ندادی صبر و تاب و زما گرفتی رنگ و آب
و زبیدلان جستی حساب از ذره و مثقالها ۹

ای فیض بس کند زین انین در صنع صانع را ببین
تا آن زمین کز این زمین افتد برون اثقالها ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳ - ای فدای عشق تو ایمان ما
گوهر بعدی:غزل ۴۵ - هان رستخیز جان رسید شد در بدن زلزالها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.