خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق الهی و صفات برتر معشوق سخن میگوید. او معشوق را به عنوان منبع نور، عقل، قدرت و بخشش توصیف میکند و از تواناییهای بینهایت او در خلق و اداره جهان سخن میگوید. شاعر همچنین به عشق زمینی و آسمانی اشاره میکند و از وابستگی خود به معشوق و بینیازی از هر چیز دیگر میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق الهی و عرفان ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۱۱۳ - ای جان جان جانها جانی و چیز دیگر
ای جانِ جانِ جانها جانیّ و چیزِ دیگر
وِیْ کیمیایِ کانها کانیّ و چیزِ دیگر ۱
ای آفتابِ باقی وِیْ ساقیِ سَواقی
وِیْ مَشْرَبِ مَذاقی آنیّ و چیزِ دیگر ۲
ای مَشْعَله یقین را وِیْ پَروَرشْ زمین را
وِیْ عقلِ اوَّلین را ثانیّ و چیزِ دیگر ۳
ای مَظْهَرِ الهی وِیْ فَرّ پادشاهی
هر صَنْعَتی که خواهی تانیّ و چیزِ دیگر ۴
هر گونْ غرایِبی را هر بوالْعَجایبی را
هر غَیب و غایبی را دانیّ و چیزِ دیگر ۵
زان عشقِ هَمچو اَفْیون لیلی کُنیّ و مَجْنون
ای از سَناتْ گَردونْ سانیّ و چیزِ دیگر ۶
ای نور صَدْرها را اومید صَبرها را
بر اوجْ ابرها را رانیّ و چیزِ دیگر ۷
ای فَخْرِ اَنْبیا را وِیْ ذُخْرِ اولیا را
وِیْ قَصْرِ اِجْتَبا را بانیّ و چیزِ دیگر ۸
ای گنجِ مَغْفِرَت را وِیْ بَحْرِ مَرحَمَت را
من غیرِ دَرگَهَت را شانیّ و چیزِ دیگر ۹
چَشمی که غیرِ رویَت بیند زِ بَهرِ زینَت
باشد دَرین جَریمَتْ زانیّ و چیزِ دیگر ۱۰
ای اصلِ اصلِ مَبْدا وِیْ دستگیرِ فردا
گشتم به دستِ سودا عانیّ و چیزِ دیگر ۱۱
پُرَّست این دَهانَم بر غیرِ تو نخوانم
چون هست غیرِ گوشَتْ فانیّ و چیزِ دیگر ۱۲
وِیْ کیمیایِ کانها کانیّ و چیزِ دیگر ۱
ای آفتابِ باقی وِیْ ساقیِ سَواقی
وِیْ مَشْرَبِ مَذاقی آنیّ و چیزِ دیگر ۲
ای مَشْعَله یقین را وِیْ پَروَرشْ زمین را
وِیْ عقلِ اوَّلین را ثانیّ و چیزِ دیگر ۳
ای مَظْهَرِ الهی وِیْ فَرّ پادشاهی
هر صَنْعَتی که خواهی تانیّ و چیزِ دیگر ۴
هر گونْ غرایِبی را هر بوالْعَجایبی را
هر غَیب و غایبی را دانیّ و چیزِ دیگر ۵
زان عشقِ هَمچو اَفْیون لیلی کُنیّ و مَجْنون
ای از سَناتْ گَردونْ سانیّ و چیزِ دیگر ۶
ای نور صَدْرها را اومید صَبرها را
بر اوجْ ابرها را رانیّ و چیزِ دیگر ۷
ای فَخْرِ اَنْبیا را وِیْ ذُخْرِ اولیا را
وِیْ قَصْرِ اِجْتَبا را بانیّ و چیزِ دیگر ۸
ای گنجِ مَغْفِرَت را وِیْ بَحْرِ مَرحَمَت را
من غیرِ دَرگَهَت را شانیّ و چیزِ دیگر ۹
چَشمی که غیرِ رویَت بیند زِ بَهرِ زینَت
باشد دَرین جَریمَتْ زانیّ و چیزِ دیگر ۱۰
ای اصلِ اصلِ مَبْدا وِیْ دستگیرِ فردا
گشتم به دستِ سودا عانیّ و چیزِ دیگر ۱۱
پُرَّست این دَهانَم بر غیرِ تو نخوانم
چون هست غیرِ گوشَتْ فانیّ و چیزِ دیگر ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۱۲ - بر منبرست این دم مذکر مذکر
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱۴ - ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.