خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که دربارهٔ رنجهای عشق، تأثیر زمان بر زندگی انسان، و پشیمانی از کردار گذشته سخن میگوید. شاعر از آتش درون و رنجهای عاشقان میگوید و در پایان، از صبای خوش نسیم درخواست کمک میکند. متن با اشاره به عطار و فیض الهی پایان مییابد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و پشیمانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد.
غزل
هی که را رنگی بود بی کر و فر
بیشکی هر کس برو دارد نظر ۱
و آن کس را کاتشی در جان بود
آتشش در جان چه باشد کارگر ۲
ترک چشمی هر کرا زد ناوکی
دارد از دست زمانه در جگر ۳
هرچه من با عاشقان کردم بجور
گردش ایام آوردش بسر ۴
من چنین در آتش از کردار خویش
بلبل بیچاره از من بی خبر ۵
ای صبای خوش نسیم آخر بدم
باد سردی بر من و گرمی ببر ۶
این بگفت و گشت خامش تا برفت
از وجود نازنینش جان بدر ۷
گر تو داری خاطر عطاروش
باشی از فیض خدا صاحب نظر ۸
بیشکی هر کس برو دارد نظر ۱
و آن کس را کاتشی در جان بود
آتشش در جان چه باشد کارگر ۲
ترک چشمی هر کرا زد ناوکی
دارد از دست زمانه در جگر ۳
هرچه من با عاشقان کردم بجور
گردش ایام آوردش بسر ۴
من چنین در آتش از کردار خویش
بلبل بیچاره از من بی خبر ۵
ای صبای خوش نسیم آخر بدم
باد سردی بر من و گرمی ببر ۶
این بگفت و گشت خامش تا برفت
از وجود نازنینش جان بدر ۷
گر تو داری خاطر عطاروش
باشی از فیض خدا صاحب نظر ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل
گوهر بعدی:نالیدن بلبل در فراق گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.