خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شبلی نزد جنید رفت و خود را به عنوان گوهری معرفی کرد که یا باید بخشیده شود یا فروخته. جنید پاسخ داد که فروش او را مضطرب میکند و بخشش باعث ناشناسی میشود. در عوض، پیشنهاد کرد که شبلی مانند او ریاضت بکشد تا گوهر وجودش را دریابد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان کمسن دشوار باشد.
الحكایة و التمثیل
رفت شبلی ابتدا پیش جنید
گفت هستم پای تا سر جمله قید ۱
می چنین گویند در هر کشوری
کاشنائی را تودادی گوهری ۲
یا ببخش و گوهرم همراه کن
یا نه بفروش و مرا آگاه کن ۳
گفت اگر بفروشم این گوهر ترا
چون بها نبود کند مضطر ترا ۴
ور ببخشم چون دهد آسانت دست
قدر نشناسی و گردی خودپرست ۵
لیک همچون من قدم از فرق کن
خویش در بحر ریاضت غرق کن ۶
تادران دریا بصبر و انتظار
آیدت آن گوهر آخر با کنار ۷
گفت هستم پای تا سر جمله قید ۱
می چنین گویند در هر کشوری
کاشنائی را تودادی گوهری ۲
یا ببخش و گوهرم همراه کن
یا نه بفروش و مرا آگاه کن ۳
گفت اگر بفروشم این گوهر ترا
چون بها نبود کند مضطر ترا ۴
ور ببخشم چون دهد آسانت دست
قدر نشناسی و گردی خودپرست ۵
لیک همچون من قدم از فرق کن
خویش در بحر ریاضت غرق کن ۶
تادران دریا بصبر و انتظار
آیدت آن گوهر آخر با کنار ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:المقالة الاربعون
گوهر بعدی:الحكایة و التمثیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.