خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

در شبی تاریک و پر از رعد و برق، مجنونی در بیابان با ترس و اضطراب به سر می‌برد. هاتفی از قعر جان به او دلداری می‌دهد که حق با اوست و نباید بترسد. مجنون اعتراف می‌کند که از ترس خداوند می‌لرزد و حاضر است هرچه او بخواهد انجام دهد. او بیان می‌کند که حتی پس از مرگ نیز به دامن خداوند چنگ خواهد زد. متن به عشق و تسلیم در برابر خداوند و بی‌ثباتی دنیا اشاره دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سال دشوار است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مضامین معنوی نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

الحكایة و التمثیل

در شبی کز میغ شد عالم سیاه
بود مجنونی در افتاده براه ۱

در بیابانی میان رعد و برق
کرده برقش سوخته بارانش غرق ۲

دیده پرخون راه میبرید سخت
بادلی پر بیم میترسید سخت ۳

هاتفیش آواز داد از قعر جان
گفت حق با تست کم ترس ای جوان ۴

گفت پس گرمی بباید گفت راست
من ازان ترسم که تا بامن چراست ۵

من چنین از بیم او ترسندهام
هرچه خواهد گو بکن تا زندهام ۶

چون بمیرم سخت گیرم دامنش
بو که آخر دل بسوزد برمنش ۷

هرکه زین یک ذره آتش باشدش
نوحهٔ دیوانگان خوش باشدش ۸

زانکه کار جملهشان دل دادگیست
سرنگونساری و کار افتادگیست ۹

هرچه میبینند خوابی بیش نیست
خلق عالمشان سرابی بیش نیست ۱۰

عالمی پر شور و فریاد آمده
جمله همچون دبه پر باد آمده ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:الحكایة و التمثیل
گوهر بعدی:الحكایة و التمثیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.