خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، زاهدی به نازنین سلام خداوند را میرساند. نازنین به او پاسخ میدهد که از فضولی دست بکشد و اشاره میکند که او آگاهی از حق ندارد و نیازی به وکیل مانند او نیست. همچنین، تأکید میکند که بدون رسول، کسی نمیتواند از حق سخن بگوید یا عمل کند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد. همچنین، ممکن است برخی از اصطلاحات و مفاهیم برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
الحكایة و التمثیل
نازنین شوریدهٔ درگاه بود
پیشش آمد زاهدی در راه زود ۱
گفت میگوید خداوندت سلام
نازنین گفتش که تو برگیر گام ۲
از فضولی دست کن کوتاه تو
زانکه هیچ از حق نهٔ آگاه تو ۳
کار حق بر تو کجا مبنی بود
کز وکیلی چون تو مستغنی بود ۴
تو برون شو از میان کان ذات فرد
بی رسولی تو داند گفت و کرد ۵
پیشش آمد زاهدی در راه زود ۱
گفت میگوید خداوندت سلام
نازنین گفتش که تو برگیر گام ۲
از فضولی دست کن کوتاه تو
زانکه هیچ از حق نهٔ آگاه تو ۳
کار حق بر تو کجا مبنی بود
کز وکیلی چون تو مستغنی بود ۴
تو برون شو از میان کان ذات فرد
بی رسولی تو داند گفت و کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحكایة و التمثیل
بعدی:بخش بیست و سوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.