خلاصه و ردهبندی سنی
16+
خواجهای مجنون و درمانده میشود، در فقر و اسیری گرفتار میآید و از بار مشکلات ناتوان میگردد. شبی با خدا راز و نیاز میکند و میگوید اگر به جای او بود، هرگز غمگینش نمیگذاشت. در نهایت، بیدلان از وجود خود بیزار میشوند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، موضوعاتی مانند درد، رنج و بیزاری از وجود ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
الحكایة و التمثیل
خواجهٔ مجنون شد و مبهوت گشت
بیدل و بی قوت و بی قوت گشت ۱
در گدائی و اسیری اوفتاد
در بلا و رنج و پیری اوفتاد ۲
کوه نتواند همی هرگز کشید
صد یک آن بارکان عاجز کشید ۳
یک شبی در راز آمد با خدای
گفت ای هم رهبر و هم رهنمای ۴
این که توهستی اگر من بودمی
از خودت پیوسته میآسودمی ۵
یک دمت اندوهگین نگذارمی
ای به از من به ازینت دارمی ۶
بیدلان چون گرم در کار آمدند
از وجود خویش بیزار آمدند ۷
بیدل و بی قوت و بی قوت گشت ۱
در گدائی و اسیری اوفتاد
در بلا و رنج و پیری اوفتاد ۲
کوه نتواند همی هرگز کشید
صد یک آن بارکان عاجز کشید ۳
یک شبی در راز آمد با خدای
گفت ای هم رهبر و هم رهنمای ۴
این که توهستی اگر من بودمی
از خودت پیوسته میآسودمی ۵
یک دمت اندوهگین نگذارمی
ای به از من به ازینت دارمی ۶
بیدلان چون گرم در کار آمدند
از وجود خویش بیزار آمدند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحكایة و التمثیل
گوهر بعدی:الحكایة و التمثیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.