خلاصه و ردهبندی سنی
15+
مردی جوان به دیدار پیرمردی ناتوان میرود و از او میخواهد که فاتحهای برای ضعیفان بخواند تا خداوند شفا دهد. سپس دیوانهای چوب برمیدارد و به مرد جوان میگوید که از خانه بیرون برود، زیرا انبیا و اهل گورستان منتظر او هستند. در ادامه، متن به دل خطاب میکند که باید از دنیا گذشت و برای آخرت توشه جمع کرد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عمیق نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
الحكایة و التمثیل
پیش آن دیوانه شد مردی جوان
گفت دارم پیرمردی ناتوان ۱
فاتحه برخوان برای آن ضعیف
تا شفا بخشد خداوند لطیف ۲
چوب را برداشت آن دیوانه زود
گفت بیرون نه قدم زین خانه زود ۳
انبیا و اهل گورستان همه
منتظر بنشستهاند ایشان همه ۴
تاکسی آنجا رود زین جایگاه
تو چرا می باز گردانی ز راه ۵
ای دل آخر میبباید مرد زار
کار کن کامروز داری روزگار ۶
بر پل دنیا چه منزل میکنی
خیز اگر ره توشهٔ حاصل میکنی ۷
گفت دارم پیرمردی ناتوان ۱
فاتحه برخوان برای آن ضعیف
تا شفا بخشد خداوند لطیف ۲
چوب را برداشت آن دیوانه زود
گفت بیرون نه قدم زین خانه زود ۳
انبیا و اهل گورستان همه
منتظر بنشستهاند ایشان همه ۴
تاکسی آنجا رود زین جایگاه
تو چرا می باز گردانی ز راه ۵
ای دل آخر میبباید مرد زار
کار کن کامروز داری روزگار ۶
بر پل دنیا چه منزل میکنی
خیز اگر ره توشهٔ حاصل میکنی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحكایة و التمثیل
گوهر بعدی:الحكایة و التمثیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.