خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شیخی از خادم خود میخواهد تا کسی را بیابد که بتواند با او سخن بگوید و راهی برایش بگشاید. خادم، گبری را مییابد و نزد شیخ میآورد. گبر از کودکی خود میگوید که نامش را جاویدان زیاد گذاشته بود، ولی او دوش مرده است و شیخ را جاویدان زیاد خطاب میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، استفاده از واژگان و ساختارهای قدیمی ممکن است برای کودکان دشوار باشد.
الحكایة و التمثیل
بوسعید مهنه قبضی داشت سخت
خادمی را گفت زود ای نیکبخت ۱
سخت بیخویشم دمی با خویشم آر
هرکه را بینی برون شو پیشم آر ۲
تا سخن گوید ز هرجانی مرا
راه بگشاید مگر جائی مرا ۳
رفت خادم دید گبری خواندش
پیش شیخ آوردش و بنشاندش ۴
شیخ گفتش حال خویشم بازگوی
نقد وقت خویش پیشم بازگوی ۵
گبر گفتش ای امام هر یکی
در وجود آمد مرا دی کودکی ۶
کردمش من نام جاویدان زیاد
دوش مرد و شیخ جاویدان زیاد ۷
خادمی را گفت زود ای نیکبخت ۱
سخت بیخویشم دمی با خویشم آر
هرکه را بینی برون شو پیشم آر ۲
تا سخن گوید ز هرجانی مرا
راه بگشاید مگر جائی مرا ۳
رفت خادم دید گبری خواندش
پیش شیخ آوردش و بنشاندش ۴
شیخ گفتش حال خویشم بازگوی
نقد وقت خویش پیشم بازگوی ۵
گبر گفتش ای امام هر یکی
در وجود آمد مرا دی کودکی ۶
کردمش من نام جاویدان زیاد
دوش مرد و شیخ جاویدان زیاد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحكایة و التمثیل
بعدی:بخش پانزدهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.