خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات و اعتراضات شاعرانهای است که در آن گوینده از نادیده گرفته شدن و تحقیر شدن توسط دیگران شکایت میکند. او از این که دیگران او را به اشتباه متهم میکنند و به او بیاحترامی میکنند، ناراحت است و از آنها میخواهد که به جای قضاوت نادرست، به دل او گوش دهند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق احساسی و اعتراضی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژهها و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر دیده میشود.
غزل ۱۰۵۹ - گفتی که زیان کنی زیان گیر
گفتی که زیان کُنی زیانْ گیر
گفتی که تو مُلْحِدی چُنانْ گیر ۱
گفتی که تو روبَهی نِهْیی شیر
ما را سَقَطِ همه سَگانْ گیر ۲
گفتی که زِ دلْ خَبَر نداری
ای مونیسی دل مرا زبانْ گیر ۳
گفتی که تو مُلْحِدی چُنانْ گیر ۱
گفتی که تو روبَهی نِهْیی شیر
ما را سَقَطِ همه سَگانْ گیر ۲
گفتی که زِ دلْ خَبَر نداری
ای مونیسی دل مرا زبانْ گیر ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۵۸ - آخر که شود از آن لقا سیر؟
گوهر بعدی:غزل ۱۰۶۰ - عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.