خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن روایتکننده داستان مردی اسیر است که توسط ظالمان مورد آزار قرار میگیرد و به درگاه خداوند دعا میکند. شیخ مهنه از آنجا میگذرد و خادمی از او میخواهد که برای مرد شفاعت کند. شیخ در پاسخ اشاره میکند که یاد خدا در این لحظه میتواند آرامش بخش باشد و ظالمان را به سزای اعمالشان برساند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین اشاره به خشونت و ظلم در داستان، آن را برای گروه سنی بالاتر مناسب میسازد.
الحكایة و التمثیل
ظالمان کردند مردی را اسیر
ریختند آبی برو چون ز مهریر ۱
میزدندش چوب و او میگفت زار
دست من گیر ای خدای کامگار ۲
شیخ مهنه میگذشت آنجایگاه
خادمی گفتش که ای سلطان راه ۳
گر از ایشانش شفاعت میکنی
همچنان دانم که طاعت میکنی ۴
این شفاعت گفت چون آرم بجای
کین زمان یاد آمد او را از خدای ۵
هر کرا این لحظه آید یاد ازو
دل دریده سر بریده باد ازو ۶
یاد آن بهتر که آرام آورد
مار را چون مور در دام آورد ۷
ریختند آبی برو چون ز مهریر ۱
میزدندش چوب و او میگفت زار
دست من گیر ای خدای کامگار ۲
شیخ مهنه میگذشت آنجایگاه
خادمی گفتش که ای سلطان راه ۳
گر از ایشانش شفاعت میکنی
همچنان دانم که طاعت میکنی ۴
این شفاعت گفت چون آرم بجای
کین زمان یاد آمد او را از خدای ۵
هر کرا این لحظه آید یاد ازو
دل دریده سر بریده باد ازو ۶
یاد آن بهتر که آرام آورد
مار را چون مور در دام آورد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:المقالة الاولی
گوهر بعدی:الحكایة و التمثیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.