سقراط حکیم در حالی که پیاده و با درد راه میرفت، توسط سائلی مورد خطاب قرار گرفت که چرا با وجود احترام و توجه مردم، پیاده و بدون اسب سفر میکند. سقراط پاسخ داد که تحمل بار بدن خود بهتر از تحمل بار منت دیگران است و آزادی و بینیازی را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهد. او همچنین اشاره کرد که بلاغت و هنر واقعی در آزادی و فراغت است و بندگی کردن، حتی برای مقامات بالا، ناپسند است.
متن دارای مفاهیم فلسفی و اخلاقی عمیق است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعرگونه و استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
فی الحكایة و التمثیل
در رهی میشد پیاده دردناک ۱
سائلی گفتش ملوک روزگار
جمله میجویندت و تو بر کنار ۲
معتقد داری بسی اسبی بخواه
تا پیاده رفتنت نبود براه ۳
گفت هم بر پای من بار تنم
به که بار منتی برگردنم ۴
هرچه در عالم طلب دارد یکی
زان بسی بهتر فراغت بیشکی ۵
در سخن گر چه بلاغت باشدم
آن بلاغت در فراغت باشدم ۶
گر شوم سرگشتهٔ هر بی خبر
نه بلاغت ماندم نه شعر تر ۷
گرچه شه را منصب اسکندریست
بنده کردن خویشتن را از خریست ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.