خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از عشق و علاقهاش به معشوق در هوای سرد و بارانی سخن میگوید. او از زیبایی و لطافت معشوق تعریف کرده و بیان میکند که در چنین هوایی، تنها پناهگاهش آغوش معشوق است. شاعر همچنین از تأثیر خیال معشوق بر دلش میگوید و اینکه این خیال او را از خود بیخود میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۰۴۷ - درین سرما و باران یار خوش تر
دَرین سَرما و بارانْ یار خوش تَر
نِگار اَنْدَر کِنار و عشقْ در سَر ۱
نِگار اَنْدَر کِنار و چون نِگاری
لَطیف و خوب و چُست و تازه و تَر ۲
دَرین سَرما به کویِ او گُریزیم
که مانَنْدَش نَزایَد کَس زِ مادر ۳
دَرین بَرف آن لَبانِ او بِبوسیم
که دل را تازه دارد برف و شِکَّر ۴
مرا طاقَت نَمانْد از دست رفتم
مرا بُردند و آوردند دیگر ۵
خیالِ او چو ناگَهْ در دل آید
دلْ از جا میرَوَد اَللّهُ اَکْبَر ۶
نِگار اَنْدَر کِنار و عشقْ در سَر ۱
نِگار اَنْدَر کِنار و چون نِگاری
لَطیف و خوب و چُست و تازه و تَر ۲
دَرین سَرما به کویِ او گُریزیم
که مانَنْدَش نَزایَد کَس زِ مادر ۳
دَرین بَرف آن لَبانِ او بِبوسیم
که دل را تازه دارد برف و شِکَّر ۴
مرا طاقَت نَمانْد از دست رفتم
مرا بُردند و آوردند دیگر ۵
خیالِ او چو ناگَهْ در دل آید
دلْ از جا میرَوَد اَللّهُ اَکْبَر ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۴۶ - نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
گوهر بعدی:غزل ۱۰۴۸ - خداوند خداوندان اسرار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.