خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از ساقی درخواست می‌کند که جام دیگری به او بدهد تا آرامش یابد. او از بی‌صبری خود برای رسیدن به آرامش سخن می‌گوید و از ساقی می‌خواهد که تاخیر نکند. شاعر از گرفتاری در دام مشکلات و اندیشه‌های آزاردهنده شکایت می‌کند و درخواست می‌کند که از این وضعیت نجات یابد. او همچنین از ساقی می‌خواهد که به او شراب بدهد تا از رنج‌هایش کاسته شود.

این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌تر مانند گرفتاری در دام مشکلات و درخواست نجات، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۰۴۵ - بگردان ساقیا آن جام دیگر

بِگَردان ساقیا آن جامِ دیگر
بِدِه جانِ مرا آرامِ دیگر ۱

به جانِ تو که امروزم بِبینی
که صَبرم نیست تا ایّامِ دیگر ۲

اگر یک ذَرّه رَحْمَت هست بر من
مَکُن تاخیر تا هنگامِ دیگر ۳

خلاصَم دِهْ خلاصَم دِهْ خَلاصی
که سخت افتاده‌ام در دامِ دیگر ۴

اگر امروز دَر بر من بِبَندی
دَراُفْتَم هر دَمی از بامِ دیگر ۵

مرا در دستِ اندیشه بِمَسْپار
که اندیشه‌ست خونْ آشامِ دیگر ۶

میِ خام اَرْ نَگَردانی تو ساقی
مرا زَحْمَت دَهَد صد خامِ دیگر ۷

بگیر این دَلْق اگر چه وامْ دارم
گِرو کُن زود بِسْتان وامِ دیگر ۸

بِنِه نامَم غُلامِ دُردنوشان
نمی‌خواهم خدایا نامِ دیگر ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۴۴ - به ساقی درنگر در مست منگر
گوهر بعدی:غزل ۱۰۴۶ - نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.