این شعر عرفانی به توصیف «جوهر معنی» میپردازد و آن را با صفات و القاب مختلفی مانند باقر، صادق، کاظم، رضا، تقی، عسکر، مهدی، هادی، قنبر، سلمان، بوذر، مالک اشتر، مقداد و عطّار مرتبط میداند. شاعر تأکید میکند که این جوهر، حقیقت والای عرفانی است و تنها اهل معرفت میتوانند آن را درک کنند. در پایان، شاعر از مخاطب میخواهد که این راز را حفظ کند تا در ملک معنی همراه شود.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و دینی است که برای درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز است. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و دینی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
تمثیل آنکه هر که نسبت درست باهادیان راه یقین بهم رساند، از شر نفس و شیطان، که راهزنان دیناند در امان ماند. والسلام
خود همی باشد بعالم کان حلم ۱
جوهر معنی من خود صادق است
آنکه در علم طریقت حاذق است ۲
جوهر معنی من کاظم بود
در معانی عازم و جازم بود ۳
جوهر معنی من باشد رضا
آن شهی کز وی خدا باشد رضا ۴
جوهر معنی من بیشک تقی است
مظهر عرفان و شاه دین نقی است ۵
جوهر معنی من دان عسکر است
ز آنکه این جوهر ز کان دیگر است ۶
جوهر معنی من بیعیب دان
مهدی و هادی من در غیب دان ۷
جوهر معنی من گویا شده
قنبر و سلمان و بوذر وا شده ۸
جوهر معنی من بوذر شده
در یقین چون مالک اشتر شده ۹
جوهر معنی من مقداد دان
خویش را در ملک عرفان شاد دان ۱۰
جوهر معنی من حق الیقین
من چگویم چون تو هیچی اندرین ۱۱
جوهر معنی من عطّار بود
ز آنکه او با اهل عرفان یار بود ۱۲
ختم این سرّ کن تو ای عطّار ما
تا شوی در ملک معنی یار ما ۱۳
جان تودر راه حق پیمان شده
در حقیقت مظهر سبحان شده ۱۴
هر که برگفتم نهد انگشت رد
شیر معنیم بجانش پنجه زد ۱۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.