خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و اندوه خود میگوید و از معشوق میخواهد که انصاف به خرج دهد. او احساس میکند که عقلش در برابر این عشق سرگردان شده و هیچ سخنی بهتر از این نمیتواند بیان کند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۷ - جانم دُرِ این قلزم بیپایان سفت
جانم دُرِ این قلزم بیپایان سفت
عقلم گل این طارم سرگردان رُفت ۱
از بهر خدا تو نیز انصاف بده
کاین شیوه سخن خود به ازین نتوان گفت ۲
عقلم گل این طارم سرگردان رُفت ۱
از بهر خدا تو نیز انصاف بده
کاین شیوه سخن خود به ازین نتوان گفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - بس دُرِّ یقین که میبسفتم با تو
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - آن را که ز سلطان یقین تمکین نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.