خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از لطف و کمال الهی که مانند شراب و باران بر زندگیاش ریخته شده، سخن میگوید. با خالی کردن جان و جهان از خود، آب حیات را در جام وجودش دریافت کرده است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۱۷ - عیسی چو شرابِ لطف در کامم ریخت
عیسی چو شرابِ لطف در کامم ریخت
بارانِ کمال بر در و بامم ریخت ۱
چون جان و جهان زخویش کردم خالی
خضر آبِ حیات خواست در جامم ریخت ۲
بارانِ کمال بر در و بامم ریخت ۱
چون جان و جهان زخویش کردم خالی
خضر آبِ حیات خواست در جامم ریخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - که کرد چو بازی مگسی را هرگز
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - گه یک نفسم هر دوجهان میگیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.