خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شمع از درد و رنج خود می‌گوید که نه تنها جانش را می‌برند، بلکه دوستانش را نیز از او می‌گیرند. او اشاره می‌کند که در تمام عمرش چیزی ناگفتنی نگفته، پس چرا زبانش را می‌برند؟

متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که درک آن ممکن است برای کودکان دشوار باشد. همچنین، موضوعات غم‌انگیز و فلسفی آن更适合 برای سنین بالاتر است.

مشاهده کامل

شماره ۱۰۱ - شمع آمد وگفت: جان من میببرند

شمع آمد وگفت: جان من میببرند
وز من همه دوستان من میببرند ۱

ناگفتنیی نگفتهام در همه عمر
پس از چه سبب زبان من میببرند ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۳۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - شمع آمد و گفت: سخت کوشم امشب
بعدی:باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.