خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شمع از سوختن و رنج خود میگوید و بیان میکند که بدون معشوق، حتی گرمای آب و سرمای باد نیز او را میسوزاند و خاموش میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'سوختن شمع' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۶ - شمع آمد و گفت: گه دلم مُرده شود
شمع آمد و گفت: گه دلم مُرده شود
گه در سوزم عمر به سر بُرده شود ۱
چون در دهن آب گرمم آید بیدوست
بر روی ز باد سردم افسُرده شود ۲
گه در سوزم عمر به سر بُرده شود ۱
چون در دهن آب گرمم آید بیدوست
بر روی ز باد سردم افسُرده شود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵ - شمع آمد وگفت: سوز جان خواهم داشت
گوهر بعدی:شماره ۹۷ - شمع آمد و گفت: جور عالم برسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.